مرتضى مطهرى

429

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تقوا را پيش مىگرفتند ، بركتهاى معنوى و مادى از اطراف بر آنها مىريخت . معلوم مىشود كه در هر شرايطى كه آنها قرار گرفته باشند ، براى آنها اين آزادى را قائل است كه ايمان و تقوا پيدا كنند . تاريخ صرفاً جنگ طبقاتى نيست اينكه قرآن براى وجدان و عقل و ارادهء انسان ، اصالت و استقلال و آزادى در مقابل محيط قائل است در عين اينكه براى محيط يك شخصيت قائل است ، طبعاً منطق قرآن را در مورد فرد و جامعه يك منطق خاصى قرار مىدهد . قبلًا حرف علىّ الوردى را نقل و عرض كردم كه او اصرار زيادى دارد كه بگويد توجيه قرآن از تاريخ همان توجيه طبقاتى است . مىگويد : « التاريخ فى القرآن صِراع مَرير بين رجال من طراز فرعون و رجال من طراز موسى » اصلًا تاريخ در قرآن يك جنگ و كُشتى گيرى بسيار تلخ است ميان فرعونها از يك طرف و موسىها از طرف ديگر . شك نيست كه قرآن به جنگ موسىها از يك طرف و فرعونها از طرف ديگر - كه جنگ طبقاتى است - عنايت خيلى زيادى دارد و اين مطلب را خوب گفته‌اند و حرف درستى هم هست ، ولى قرآن تاريخ را صرفاً اين‌جور بسيط توجيه نمىكند كه تاريخ همين است و همين ؛ يعنى جامعه را تقسيم كند به دو طبقه و بعد هم جنگ دو طبقه عليه يكديگر ؛ اين‌جور نيست . اين با منطق قرآن كه براى وجدان و عقل ، استقلال قائل است و بنابراين هركسى در هر طبقه‌اى باشد محكوم آن طبقه و مجبور از ناحيهء آن طبقه نيست ، جور در نمىآيد ؛ اصلًا با تكليف ، مسئوليت و به اصطلاح امروز « تعهد » و اختيار جور در نمىآيد ، و لهذا قرآن در عين اينكه به آن جنبهء تاريخ توجه زيادى دارد - كه آياتش را در جلسات پيش خوانديم - به جلوات ديگر تاريخ هم اشاره مىكند . مثلًا مىگويد در ميان آل فرعون ، در همان كانون فرعونيت ، زنى [ مخالف فرعون ] پيدا مىشود ، يعنى همان متنعم‌ترين و برخوردارترين زنان جامعهء مصرى كه اگر بنا بود وضع طبقاتى انسان حاكم بر وجدان انسان باشد ، محال بود كه او زن مؤمنى در بيايد و عليه فرعون طغيان كند . مىگويد : « زن فرعون زن مؤمنى بود » و بعد زن فرعون در رديف مقدّسات زنان جهان از نظر قرآن ، از قبيل